احمد بن محمد ميبدى
481
خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )
سورهء - 55 - الرحمن - 78 - آيه - مكى - جزو 27 تفسير لفظى [ آيات 1 الى 45 ] بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ - بنام خداوند فراخ بخشايش مهربان . 1 - الرَّحْمنُ . خداوند رحمن يعنى رحمكننده در دنيا و كسى كه : 2 - عَلَّمَ الْقُرْآنَ . قرآن خواندن و ياد داشتن و دانستن آن را آموخت . 3 - خَلَقَ الْإِنْسانَ . خدائى كه مردم را بيافريد . 4 - عَلَّمَهُ الْبَيانَ . خداوندى كه آدمى را آفريد و به او سخن گفتن آموخت . 5 - الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ بِحُسْبانٍ . ( آفريد ) خورشيد و ماه ( كه در شبانروز مىروند ) به شمار معيّن در منزلها . 6 - وَ النَّجْمُ وَ الشَّجَرُ يَسْجُدانِ . و ( آفريد ) درخت خرد و بزرگ كه خداى را سجده كنند . 7 - وَ السَّماءَ رَفَعَها وَ وَضَعَ الْمِيزانَ . و آسمان را بالا برداشت و ترازو نهاد ( و داد فرمود ) . 8 - أَلَّا تَطْغَوْا فِي الْمِيزانِ . از بهر آنكه گزاف نكنيد در ترازو و نكاهيد و نيفزائيد . 9 - وَ أَقِيمُوا الْوَزْنَ بِالْقِسْطِ وَ لا تُخْسِرُوا الْمِيزانَ . و فرمود : سنجش را به داد راست داريد ، و در ترازو مردم را زيان نرسانيد . 10 - وَ الْأَرْضَ وَضَعَها لِلْأَنامِ . و زمين را براى جنّ و انس برنهاد . 11 - فِيها فاكِهَةٌ وَ النَّخْلُ ذاتُ الْأَكْمامِ . در زمين ميوهها است و خرما بن خوشهها در غلاف . 12 - وَ الْحَبُّ ذُو الْعَصْفِ وَ الرَّيْحانُ . و ( آفريد ) دانه با كاه و با گل ( روزى مردمان ) . 13 - فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ . پس به كدام نعمتهاى پروردگارتان تكذيب مىكنيد و نااستوار مىگيريد ؟ اى پريان و آدميان « 1 » . 14 - خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ صَلْصالٍ كَالْفَخَّارِ . آدمى را از سفال خام آفريد . 15 - وَ خَلَقَ الْجَانَّ مِنْ مارِجٍ مِنْ نارٍ . و پريان را از آميغى از آتش آفريد . 16 - فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ . پس كدام نعمتهاى خدايتان را نااستوار مىگيريد ؟ 17 - رَبُّ الْمَشْرِقَيْنِ وَ رَبُّ الْمَغْرِبَيْنِ . خداوند هر دو برآمدن خورشيد و هر دو فرورفتن آن ! 18 - فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ . پس كدام نعمتهاى پروردگارتان را ناراست مىگيريد ؟ 19 - مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيانِ . ( خداوند ) فراهم گذاشت دو دريا را تا هر دو بهم رسند ( به روايتى مراد درياى پارس و روم در مديترانه شرقى است ) « 2 » . 20 - بَيْنَهُما بَرْزَخٌ لا يَبْغِيانِ . ميان آن دو دريا حاجزى است از قدرت ( خداوند ) كه بر يكدگر زور نتوانند كرد !
--> ( 1 ) - اين آيه 31 مرتبه تكرار شده گذشته از آنكه در ميان عربها تكرار در ميان سخن و بيان مطلب معمول است در اينجا هشت مورد آن بعد از ذكر شگفتيهاى آفرينش است و هفت مورد آن بعد از ذكر دوزخ و آتش و هفت مورد راجع به بهشت و قسمتهاى آخر راجع به دو بهشت ديگر است . ( 2 ) - چون پيش از اسلام درياى شرق مديترانه بنام درياى پارس بوده !